گفتم چکنم گفت که ای بیچاره (1635)
-
اندازه متن
+
گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
جمله چکنم بسازم آن یکباره
ور خود چکنم زیان شوی آواره
آنجا بروی که بودهای همواره
گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
جمله چکنم بسازم آن یکباره
ور خود چکنم زیان شوی آواره
آنجا بروی که بودهای همواره
شب دوشینه ما بیدار بودیم همه خفتند و ما بر کار بودیم
حریف غمزه غماز گشتیم…
به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت که سر و پا و سلامت نبود روز قیامت

