فرخ باشد جمال سلطان دیدن (1495)
-
اندازه متن
+
فرخ باشد جمال سلطان دیدن
جان زنده شود ز روی جانان دیدن
من سلسلهٔ عشق تو دیدم در خواب
یارب چه بود خواب پریشان دیدنش
فرخ باشد جمال سلطان دیدن
جان زنده شود ز روی جانان دیدن
من سلسلهٔ عشق تو دیدم در خواب
یارب چه بود خواب پریشان دیدنش
کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم چونک چشیدم از لبش یاد شکر چرا کنم
مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود بس پردهنشین که ضال و گمراه شود
ور چاه زنخدانت…

