شاخ گل تر بر سر عنبر میزن (1485)
-
اندازه متن
+
شاخ گل تر بر سر عنبر میزن
وز تیغ مسلمان سر کافر میزن
چون نای توام بگوش من درمیدم
چون دف توام بروی من بر میزن
شاخ گل تر بر سر عنبر میزن
وز تیغ مسلمان سر کافر میزن
چون نای توام بگوش من درمیدم
چون دف توام بروی من بر میزن
سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست دیوانهٔ عشق مرد فرزانگیست
آنکس که شد آشنای دل از ره درد…
بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من
تویی تویی…

