من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم (1331)
-
اندازه متن
+
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی پخته شدم خام شدم
در هر قدمی دانه شدم دام شدم
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی پخته شدم خام شدم
در هر قدمی دانه شدم دام شدم
هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین» هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «همچنین»
…
هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند دلتان به چرخ پَرَّد، چو بدن گران نماند

