من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم (1331)
-
اندازه متن
+
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی پخته شدم خام شدم
در هر قدمی دانه شدم دام شدم
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی پخته شدم خام شدم
در هر قدمی دانه شدم دام شدم
خدایا رحمت خود را به من ده دریدی پیرهن تو پیرهن ده
مرا صفرای تو سرگشته…
ما به خرمنگاه جان بازآمدیم جانب شه همچو شهباز آمدیم
سیر گشتیم از غریبی و فراق…

