عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشم (1266)
-
اندازه متن
+
عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشم
امروز که درهم نگریدیم به چشم
وانگه گوئی دراز تا چند کشی
با عشق بگو که همچنین میکشدم
عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشم
امروز که درهم نگریدیم به چشم
وانگه گوئی دراز تا چند کشی
با عشق بگو که همچنین میکشدم
دیدهها شب فراز باید کرد روز شد دیده باز باید کرد
ترک ما هر طرف که…
ز بامداد دلم میجهد به سودایی ز بامداد پگه میزند یکی رایی
چگونه آه نگویم که…

