در بحر خیال غرقهٔ گردابم (1217)
-
اندازه متن
+
در بحر خیال غرقهٔ گردابم
نی بلکه به بحر میکشد سیلابم
ای دیده نمیخواب من بندهٔ آنک
در خواب بدانست که من در خوابم
در بحر خیال غرقهٔ گردابم
نی بلکه به بحر میکشد سیلابم
ای دیده نمیخواب من بندهٔ آنک
در خواب بدانست که من در خوابم
هر روز دل مرا سماع و طربیست میگوید حسن او بر این نیز مأیست
گویند چرا…
پدید گشت یکی آهوی در این وادی به چشم آتش افکند در همه نادی
همه سوار…

