اندر طلب دوست همی بشتابم (1153)
-
اندازه متن
+
اندر طلب دوست همی بشتابم
عمرم به کران رسید و من در خوابم
گیرم که وصال دوست در خواهم یافت
این عمر گذشته را کجا دریابم
اندر طلب دوست همی بشتابم
عمرم به کران رسید و من در خوابم
گیرم که وصال دوست در خواهم یافت
این عمر گذشته را کجا دریابم
کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی نیمشب بر بام مایی، تا کرمی طلبی
گه سیهپوش و…
هین وقت صبوحست میان شب و روز غیر از مه وخورشید چراغی مفروز
زان آتش آب…

