بیچاره دل سوختهٔ محنت کش (1026)
-
اندازه متن
+
بیچاره دل سوختهٔ محنت کش
در آتش عشق تو همی سوزد خوش
عشقت به من سوخته دل گرم افتاد
آری همه در سوخته افتد آتش
بیچاره دل سوختهٔ محنت کش
در آتش عشق تو همی سوزد خوش
عشقت به من سوخته دل گرم افتاد
آری همه در سوخته افتد آتش
مرا اقبال خندانید آخر عنان این سو بگردانید آخر
زمانی مرغ دل بربسته پر بود بدادش…
ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی مانند شیر و انگبین با بندگان آمیختی
یا چون شراب…

