صد بار بگفت یار هرجا مگریز (957)
-
اندازه متن
+
صد بار بگفت یار هرجا مگریز
گر بگریزی به جز سوی ما مگریز
هر گه ز خیال گرگ ترسان گردی
در شهر گریز سوی صحرا مگریز
صد بار بگفت یار هرجا مگریز
گر بگریزی به جز سوی ما مگریز
هر گه ز خیال گرگ ترسان گردی
در شهر گریز سوی صحرا مگریز
یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز تابد به تو اینچنین مه جانافروز
در تاریکیست…
ای عشق نخسبی و نخفتی هرگز در دیدهٔ خفتگان نیفتی هرگز
باقی سخنی هست نگویم او…

