آکادمی پلیکان

صد بار بگفتمت ز مستان مگریز (956)

- اندازه متن +

صد بار بگفتمت ز مستان مگریز
جان در کفمان سپار و بستان مگریز

از من بشنو گریز پا سر نبرد
گر جان خواهی ز حلقهٔ جان مگریز

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×