آکادمی پلیکان

مستان غمت بار دگر شوریدند (819)

- اندازه متن +

مستان غمت بار دگر شوریدند
دیوانه دلانت سر مه را دیدند

آمد سر مه سلسله را جنبانید
بر آهن سرد عقل را بندیدند

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×