سر مستان را ز محتسب ترسانند (730)
-
اندازه متن
+
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
این مردم شهر ما اگر مردانند
این مستان را چرا گرو نستانند
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
این مردم شهر ما اگر مردانند
این مستان را چرا گرو نستانند
ماییم و دو چشم و جان خیره بنگر تو به عاشقان خیره
تو چون مه و…
به اهل پرده اسرارها ببر خبری که پردههای شما بردرید از قمری
نشسته بودند یک شب…

