سر مستان را ز محتسب ترسانند (730)
-
اندازه متن
+
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
این مردم شهر ما اگر مردانند
این مستان را چرا گرو نستانند
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
این مردم شهر ما اگر مردانند
این مستان را چرا گرو نستانند
دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم
…
ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود با دل مرده دلان حاجت جنگی نبود
عشق…

