رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند (710)
-
اندازه متن
+
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون قند
کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون قند
کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند
جانم دارد ز عشق جانافزائی از سوداها لطیفتر سودائی
وز شهر تنم چو لولیان آواره است…

