خاک توام و خدای حق میداند (646)
-
اندازه متن
+
خاک توام و خدای حق میداند
واجب نبود که از منت بستاند
ور بستاند دعا گری پیشه کنم
تا رحم کند پیش منت بنشاند
خاک توام و خدای حق میداند
واجب نبود که از منت بستاند
ور بستاند دعا گری پیشه کنم
تا رحم کند پیش منت بنشاند
زان شاهد شکرلب زان ساقی خوشمذهب جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب
زان…
ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی میخانهها برهم زدی تا سوی میدان تاختی
چون…

