چشمت صنما هزار دلدار کشد (630)
-
اندازه متن
+
چشمت صنما هزار دلدار کشد
آن غمزهی زیر او همه زار کشد
شاهان زمانه خصم بر دار کنند
آن نرگس بیدار تو بی دار کشد
چشمت صنما هزار دلدار کشد
آن غمزهی زیر او همه زار کشد
شاهان زمانه خصم بر دار کنند
آن نرگس بیدار تو بی دار کشد
از آن باده ندانم، چون فنایم از آن بیجا نمیدانم کجایم
زمانی قعر دریایی درافتم دمی…
دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود جان ز لبت چو میکشد خیره و لب…

