جان را جستم ببحر مرجان آمد (621)
-
اندازه متن
+
جان را جستم ببحر مرجان آمد
در زیر کفی قلزم پنهان آمد
اندر دل تاریک به راه باریک
رفتم رفتم یکی بیابان آمد
جان را جستم ببحر مرجان آمد
در زیر کفی قلزم پنهان آمد
اندر دل تاریک به راه باریک
رفتم رفتم یکی بیابان آمد
من مالک ملک لامکانی شدهام من عارف گنج زرکانی شدهام
تا از صدف تن گهر دل…
آنکس که ترا دید و نخندید چو گل از جان و خرد تهیست مانند دهل
گبر…

