آکادمی پلیکان

می‌گرییم زار و یار گوید زرقست (423)

- اندازه متن +

می‌گرییم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست

تو پنداری که هر دلی چون دل تست
نی نی صنما میان دلها فرقست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×