عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست (360)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۲
-
اندازه متن
+
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و، باقی همه اوست
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ای دل این ره به قیل و قالت ندهند (552)
ای دل این ره به قیل و قالت ندهند جز بر در نیستی وصالت ندهند
وانگاه…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
