آکادمی پلیکان

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست (360)

- اندازه متن +

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست

اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و، باقی همه اوست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
پشتیبانی
×