با عشق روان شد از عدم مرکب ما (30)
-
اندازه متن
+
با عشق روان شد از عدم مرکب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان می که حرام نیست در مذهب ما
تا صبح عدم خشک نیابی لب ما
با عشق روان شد از عدم مرکب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان می که حرام نیست در مذهب ما
تا صبح عدم خشک نیابی لب ما
اندرآ با ما نشان ده راستک ماجرا را در میان نه راستک
چون کمانی با من…
آن خواجه خوش لقا چه دارد بازار مرا بها چه دارد
او عشوه دهد از او…

