آکادمی پلیکان

در میان جان نشین کامروز جان دیگری (2800)

- اندازه متن +

در میان جان نشین کامروز جان دیگری
کاین جهان خیره است در تو کز جهان دیگری

خوش خرام ای سرو جان کامروز جان دیگری
خوش بخند ای گلستان کز گلستان دیگری

آب خلقان رفت جمله در هوای آب و نان
یوسفا در قحط عالم آب و نان دیگری

تو جهان زندگی و این جهان بندگی
تو ز شاه شه نشان والله نشان دیگری

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×