در میان جان نشین کامروز جان دیگری (2800)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۷
-
اندازه متن
+
در میان جان نشین کامروز جان دیگری
کاین جهان خیره است در تو کز جهان دیگری
خوش خرام ای سرو جان کامروز جان دیگری
خوش بخند ای گلستان کز گلستان دیگری
آب خلقان رفت جمله در هوای آب و نان
یوسفا در قحط عالم آب و نان دیگری
تو جهان زندگی و این جهان بندگی
تو ز شاه شه نشان والله نشان دیگری
شاهی که شفیع هر گنه بود برفت (353)
شاهی که شفیع هر گنه بود برفت وانشب که به از هزار مه بود برفت
گر…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
