ای صید رخ تو شیر و آهو (2193)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
-
اندازه متن
+
ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو
چندانک توانیش تو میپوش
میبند نقاب توی بر تو
در روزن سینهها بتابید
خورشید ز مطلع ترازو
اندر عدم و وجود افکند
صد غلغله عشق که تعالوا
ای قند دو لعل تو خردسوز
وی تیر دو چشم تو جگرجو
سی بیت دگر بخواست گفتن
مستیش کشید گوش از آن سو
سی بیت فروختم به یک بیت
بیتی که گشاده شد در آن کو
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
دل من که باشد که تو را نباشد (963)
دل من که باشد که تو را نباشد تن من کی باشد که فنا نباشد
فلکش…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
