و کل بلیغ بالغ السعی فی دمی (85)
-
اندازه متن
+
و کل بلیغ بالغ السعی فی دمی
اذا کان فی حی الحبیب حبیب
یکی از پادشاهان عابدی را پرسید که عِیالان داشت: اوقاتِ عزیز چگونه میگذرد؟ گفت: همه شب در مناجات و سحر…
اَعرابی را دیدم در حلقهٔ جوهریانِ بصره که حکایت همیکرد که: وقتی در بیابانی راه گم کرده بودم و از…

