میشنیدم به حسن چون قمری (82)
-
اندازه متن
+
میشنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری
میشنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری
خلعت سلطان اگر چه عزیز است، جامهٔ خلقان خود به عزت تر و خوان بزرگان اگر چه لذیذ است، خردهٔ…
مهمان پیری شدم در دیاربکر که مال فراوان داشت و فرزندی خوبروی. شبی حکایت کرد: مرا به عمر خویش به…

