میشنیدم به حسن چون قمری (82)
-
اندازه متن
+
میشنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری
میشنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری
یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم به کویی و نظر با رویی، در تموزی که حرورش دهان بخوشانیدی…
پیرمردی لطیف در بغداد دخترک را به کفشدوزی داد
مردکِ سنگدل چنان بگزید لبِ دختر،…

