سعدی خورشید که بر جامهٔ درویش افتد (29) کپی نوشته کپی شد کپی لینک کپی شد ۱۴۰۴/۰۹/۱۴ - اندازه متن + خورشید که بر جامهٔ درویش افتد از بخت نگونش ابر در پیش افتد / تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد (30) مرغ جایی رود که چینه بود (28) / سعدی اَمْرَد آن گه که خوب و شیرین است (11-5) یکی را پرسیدند از مُسْتَعْرِبانِ بغداد: مٰا تَقُولُ فِی الْمُرْدِ؟ گفت: لا خَیْرَ فیهِمْ مادامَ اَحَدُهُمْ لَطیفاً یَتَخاشَنُ؛ فَاِذا خَشُنَ… مطالعه سعدی غریبی گرت ماست پیش آورد (32-1) شیّادی گیسوان بافت که من علویم و با قافله حجاز به شهری در آمد که از حج همیآیم و قصیدهای… مطالعه نویسندهmaryamآخرین نوشتارسر گاه و دیهیم شاه اورمزد (1)چو دانست کز مرگ نتوان گریخت (2) 📋 بازگشت به فهرست دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *