مرغ جایی رود که چینه بود (28)
-
اندازه متن
+
مرغ جایی رود که چینه بود
نه به جایی رود که چی نبود
مرغ جایی رود که چینه بود
نه به جایی رود که چی نبود
یکی از شعرا پیشِ امیرِ دزدان رفت و ثَنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او بَرکنَند و از…
دزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت. دلتنگ شد. پارسا خبر شد. گلیمی که بر آن…

