غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد (21)
-
اندازه متن
+
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
ازو درست نیاید غم غریبان خورد
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
ازو درست نیاید غم غریبان خورد
رفتن چو ضرورتست و منزل بگذاشت من خود ننهم دلی که بر باید داشت
یکی را دل از دست رفته بود و ترکِ جان کرده و مَطْمَحِ نظرش جایی خطرناک و مَظنّهٔ…

