غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد (21)
-
اندازه متن
+
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
ازو درست نیاید غم غریبان خورد
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
ازو درست نیاید غم غریبان خورد
قاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش. روزگاری در طلبش…
درویش ضعیفحال را در خشکی تنگسال مپرس که «چونی؟»، الا به شرط آن که مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش…

