هر بار که در آغوشم میکشی
-
اندازه متن
+
هر بار که در آغوشم میکشی
باز باکره می شوم
و حس می کنم شب عروسیام است.
هر بار که در آغوشم میکشی
باز باکره می شوم
و حس می کنم شب عروسیام است.
بامدادان بر جایگاهی سنگی می نشینم و برایت نامه های عاشقانه می نویسم با قلمی از پر جغد که آن…
جهان پیشینم را انکار میکنم جهان تازهام را دوست نمیدارم پس گریزگاه کجاست؟ اگر چشمانت سرنوشت من نباشد

