جهان پیشینم را انکار میکنم
-
اندازه متن
+
جهان پیشینم را انکار میکنم
جهان تازهام را دوست نمیدارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد
جهان پیشینم را انکار میکنم
جهان تازهام را دوست نمیدارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد
دوستت دارم اما نمىتوانى مرا در بند کنى همچنان که آبشار نتوانست همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند و بند…
هنوز دوستت می دارم علیرغم هرچه هست چون در سواحل تو آموختم چگونه از میان صدفی مهتاب را بنوشم

