جهان پیشینم را انکار میکنم
-
اندازه متن
+
جهان پیشینم را انکار میکنم
جهان تازهام را دوست نمیدارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد
جهان پیشینم را انکار میکنم
جهان تازهام را دوست نمیدارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد
تو را راندم، و ساکهایت را در پیادهرو افکندم اما بارانیات که در خانهام مانده بود هذیانگویبی سر داد، و…
اینکه با تو باشم و با من باشی و با هم نباشیم جدایی همین است اینکه یک خانه ما را…

