چشمان تو چون شب بارانی
-
اندازه متن
+
چشمان تو چون شب بارانی
کشتیهای من غرقه در آن
نوشته هایم در آن از خاطر رفتهاند
آیینهها حافظه ندارند
چشمان تو چون شب بارانی
کشتیهای من غرقه در آن
نوشته هایم در آن از خاطر رفتهاند
آیینهها حافظه ندارند
این نامه ی آخر است پس از آن نامه یی وجود نخواهد داشت این واپسین ابر پر باران خاکستری ست…
باران که میزند به پنجره، جای خالیات بزرگتر میشود ! وقتی مه بر شیشهها مینشیند بوران شبیخون میزند، هنگامی که…

