سلاخی میگريست
-
اندازه متن
+
سلاخی
میگريست
به قناری کوچکی
دل باخته بود.
۱۳۶۳
برای غلامحسین ساعدی گوی طلای گداخته بر اطلس فیروزهگون [سراسرِ چشمانداز در رؤیایی زرین میگذرد.] و شبحِ آزادْگَردِ هَیونی یالافشان،…
به گوهرِ مراد کوچهها باریکن دُکّونا بستهس، خونهها تاریکن تاقا شیکستهس، از صدا افتاده تار و کمونچه مُرده میبرن کوچه…

