در گیسوی وی راهم افتاد به شب
-
اندازه متن
+
در گیسوی وی راهم افتاد به شب
وز سیل سرشک پا نهادم به تعب
گر جان نبرم در این میان، عیب مگیر،
جان دادن اندر این میان نیست عجب
نیما یوشیج 
