دل گفت که: شمع مجلس افروز منم
-
اندازه متن
+
دل گفت که: شمع مجلس افروز منم
جان گفت: ولیک خان و مان سوز منم
دلدار نگارینم آوا در داد
از پرده که در معرکه، فیروز منم
دل گفت که: شمع مجلس افروز منم
جان گفت: ولیک خان و مان سوز منم
دلدار نگارینم آوا در داد
از پرده که در معرکه، فیروز منم
صد فکر به سر شد و یکی نیز نشد فولاد من از رخمه ی من تیز نشد
هان ای شب شوم وحشتانگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای برکن یا پرده…

