صد فکر به سر شد و یکی نیز نشد
-
اندازه متن
+
صد فکر به سر شد و یکی نیز نشد
فولاد من از رخمه ی من تیز نشد
هرچند که هر حرف مرا شد خونریز
مانند دو چشمان تو خونریز نشد.
صد فکر به سر شد و یکی نیز نشد
فولاد من از رخمه ی من تیز نشد
هرچند که هر حرف مرا شد خونریز
مانند دو چشمان تو خونریز نشد.
دل گفت که: شمع مجلس افروز منم جان گفت: ولیک خان و مان سوز منم
دلدار…

