شب نیست که از دیده نرانی خونم
-
اندازه متن
+
شب نیست که از دیده نرانی خونم
دیری ست که من با تو ز خود بیرونم
گفتی به فراق نازنینان چونی؟
وقت است که آیی و ببینی چونم
شب نیست که از دیده نرانی خونم
دیری ست که من با تو ز خود بیرونم
گفتی به فراق نازنینان چونی؟
وقت است که آیی و ببینی چونم
چندین به عتابم مکش و بیم عذاب بیدار اگر تویی وگر من در خواب
با ما…
خنیاگریت گذار و دریا بنگر با محشر دریا چه شوی خنیاگر؟
یا دار نوای نایت از…

