آکادمی پلیکان

شب نیست که از دیده نرانی خونم

- اندازه متن +

شب نیست که از دیده نرانی خونم
دیری ست که من با تو ز خود بیرونم

گفتی به فراق نازنینان چونی؟
وقت است که آیی و ببینی چونم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×