هر نیک و بدی همه فراموش شدم
-
اندازه متن
+
هر نیک و بدی همه فراموش شدم
هر وصفی را به وصف تو گوش شدم
چون دور سخن رسید با من، بر من
بردی نگهی چنان که از هوش شدم
هر نیک و بدی همه فراموش شدم
هر وصفی را به وصف تو گوش شدم
چون دور سخن رسید با من، بر من
بردی نگهی چنان که از هوش شدم
گفتم: به خرامیدن، بالاش نکوست. غم گفت: مرا سیه چلیپاش نکوست
عقل آمد و گفت :…
آبادی از آتش است گویند و عذاب و آبادم از این دو خواهد آن درخوشاب
با…

