آکادمی پلیکان

دل سنگ شد و سنگ چو فولاد شدم

- اندازه متن +

دل سنگ شد و سنگ چو فولاد شدم،
با اینهمه از غمت ز بنیاد شدم

خواهی بشکن خواهی آنرا مشکن
بر باد شدم، تو را چو از یاد شدم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×