کارم هم بزم دوست افروختن است
-
اندازه متن
+
کارم هم بزم دوست افروختن است.
بردامن ، سیل اشک اندوختن است.
گر نیکم اگر بدم تو در شمع نگر
کز خنده و گریه آخرش سوختن است
کارم هم بزم دوست افروختن است.
بردامن ، سیل اشک اندوختن است.
گر نیکم اگر بدم تو در شمع نگر
کز خنده و گریه آخرش سوختن است
در بستهام شب است تاریک هم چو گور با آن که دور ازو نه چنانم او از من است دور.…
صد عیب به کوه اگر بخوانی که تویی.
آوای تو زی تو گوید آنی که تویی
…

