گر از رخ خورشید بپردازی رنگ
-
اندازه متن
+
گر از رخ خورشید بپردازی رنگ
بر عرش برین بقدر بنهی اورنگ
راهی نبری به جای تا نگذاری
این غرگی از دماغ و این تیغ ز چنگ
گر از رخ خورشید بپردازی رنگ
بر عرش برین بقدر بنهی اورنگ
راهی نبری به جای تا نگذاری
این غرگی از دماغ و این تیغ ز چنگ
افروخت چراغ خانهام تا به سحر یک لحظه نه برگرفتم از راه نظر
صد قافله بگذشت…
گفتم: چه کنم؟ گفت: به جانانه نگر گفتم: دیدم. گفت: به ویرانه نگر
با حکمش گردیدم…

