گفتم: نفس تو راحت تن باشد
-
اندازه متن
+
گفتم: نفس تو راحت تن باشد
گفتا: چه کسی راحت بی من باشد؟
گفتم گر از او روزی بگسستی؟ گفت:
باید به خیال روز بستن باشد
گفتم: نفس تو راحت تن باشد
گفتا: چه کسی راحت بی من باشد؟
گفتم گر از او روزی بگسستی؟ گفت:
باید به خیال روز بستن باشد
زدن با مژه بر مویی گرهها به ناخن آهن تفته بریدن ز روح فاسد پیران نادان حجاب جهل…
گفتی که حریف من نخواهی بودن با حكم من است هر گره بگشودن
گفتم بروم گفت…

