گر ننگ بجا ماند و گر نامی بود
-
اندازه متن
+
گر ننگ بجا ماند و گر نامی بود
بس نقش که بستند و همه وامی بود
دیدی نیما که فارغ از هر که دلت
اندر ره جستجوی چه کامی بود؟
گر ننگ بجا ماند و گر نامی بود
بس نقش که بستند و همه وامی بود
دیدی نیما که فارغ از هر که دلت
اندر ره جستجوی چه کامی بود؟
یک دست بر این بسته و یک دست برآن
آویخته پای و باز یک دست در…
گل با گل زرد گفت: زرد ارچه نکوست ، سرخی د همت که جلوه گیرد رگ و پوست…

