گفتم چشمم؟ گفت در آبش خواهم
-
اندازه متن
+
گفتم چشمم؟ گفت در آبش خواهم
گفتم دل من؟ گفت خرابش خواهم
گفتم چه شگفت ماجرا؟ گفت: خموش
هم روزی آید که حسابش خواهم
گفتم چشمم؟ گفت در آبش خواهم
گفتم دل من؟ گفت خرابش خواهم
گفتم چه شگفت ماجرا؟ گفت: خموش
هم روزی آید که حسابش خواهم
شب رفت و گذشت و در تن من چه تبی از حرف توام به دل چگونه تعبی
گفتند که نای را چه جوش است و خروش نای این بشنید و گفت با خلق خموش

