گفتم ز برم رفت و منم چشم به راه
-
اندازه متن
+
گفتم ز برم رفت و منم چشم به راه
گفتا به عبث داری تو عمر تباه
گفتم اگرت راه سفر دور نبود؟
گفتا مفکن بر من از دور نگاه:
گفتم ز برم رفت و منم چشم به راه
گفتا به عبث داری تو عمر تباه
گفتم اگرت راه سفر دور نبود؟
گفتا مفکن بر من از دور نگاه:
ماه میتابد، رود است آرام، بر سر شاخة «اوجا»، «تیرنگ» دم بیاویخته، در خواب فرورفته، ولی در «آیش» کار شب…
گل آتش دل به چهره میپردازد ابر آبش در سینه همی اندازد
باد از زیر خاک…

