گفتم نفسم رفت و نماندم نفسي
-
اندازه متن
+
گفتم نفسم رفت و نماندم نفسي
گفتا بودت به دل مگرملتمسي؟
گفتم دل من برد لب لعل تو گفت:
دلها برد از دور نوای جرسي
گفتم نفسم رفت و نماندم نفسي
گفتا بودت به دل مگرملتمسي؟
گفتم دل من برد لب لعل تو گفت:
دلها برد از دور نوای جرسي
پای آبله مردیام بر در به نیاز ببریده بیابان به در، از راه دراز
در زمره…
آمد سحر وهنوز هشیارم من خفتند همه کسان و بیدارم من
گیرنده ی هر صداستم من…

