گفتم نفسم رفت و نماندم نفسي
-
اندازه متن
+
گفتم نفسم رفت و نماندم نفسي
گفتا بودت به دل مگرملتمسي؟
گفتم دل من برد لب لعل تو گفت:
دلها برد از دور نوای جرسي
گفتم نفسم رفت و نماندم نفسي
گفتا بودت به دل مگرملتمسي؟
گفتم دل من برد لب لعل تو گفت:
دلها برد از دور نوای جرسي
گفتم: دل من گشت به هر غم دمساز گفتا: بنه از دل آرزوهای دراز
من اینهمه…
جاده خاموش است، هر گوشه ای شب، هست در جنگل. تیرگی صبح از پی اش تازان رخنه ای بیهوده می…

