گفتم گره از مویش اگر بگشاید
-
اندازه متن
+
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
گفتم به چه قامتی که آراسته است. گفتا چه قیامتی که برخاسته است.
گفتم چه مراد…
جمعی به سخن تا سحرم گوش شدند در جوش چو گشتم همه د رجوش شدند
دیدی…

