گفتم گره از مویش اگر بگشاید
-
اندازه متن
+
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
آن را که رهیست ره به کویی نبرد آبی که رود منت جویی نبرد
من دست…
دوستم همه گفتی که به درد تو رسم آیم به علاج رخ زرد تو رسم
امروز…

