گفتم گره از مویش اگر بگشاید
-
اندازه متن
+
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
آمد به من او ، لیک به شب آمد و رفت در پیکرم آرزو و به تب آمد…
صدقای سرود آنکه یکتایی بود گویند بر او امد دیوار فرود
بر سر شد هر حکایتی…

