خندهای روی پوستم باز میشود
-
اندازه متن
+
تیزند خاطرات
دست به هر ثانیهای میبرم
خندهای روی پوستم باز میشود
تیزند خاطرات
دست به هر ثانیهای میبرم
خندهای روی پوستم باز میشود
برای دختر آبی سلاحت را پایین بیاور «...» ! _ میخواستم برادر صدایت کنم اما لباسی که…
آی جماعت گرسنه که پیشانیتان را در شکمِ شعر فرو بردهاید و رودههایش را به دندان گرفته از هم میدرید…

