آکادمی پلیکان

عشق حتما می‌­تواند

- اندازه متن +

هر بار با هم زمین می­‌خوریم

احساس می‌­کنم

مثل فنجانی خواهی شکست

کنارت می­‌نشینم

مثل صندلی سکوت می‌­کنی.

 

دامن سفید می‌­پوشی

بدل می­‌شوی به میزِ ناهار خوری

که تا زانو پاهایش را پوشانده است.

 

دارم می‌­روم

به جایی فراتر از دامنِ سفید وُ فنجان وُ میز

به پارکِ رو به رو

پایِ درختِ چناری بنشینم

وَ شعر بخوانم

 

وقتی خشم توانست

از تو یک شیء بسازد

عشق حتما می‌­تواند

از چنار یک زنِ زیبا بیافریند

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×